باسلام . من علیرضا سلمانپور 16 ساله هستم . امیدوارم که بتوانم در این سایت بهترین موضوعات را برای شما فراهم بیاورم
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
که روی عجز و بندگی به کبریا نمی کنی ؟

برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
گفت: کدام را؟

برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
و نفس های عطرآگین و وسوسه انگیزت...
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور

برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
از تو نیــست!!!!
اشتباه از "مــن" است...
هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم
"لبخنـــد" زدم
فکر کردے درد نداد
"محکــــم تر" زدے..
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
اين كه كدام پيامبر پس از دعوت بسيار و تحمّل سختيهاي بيشمار، مردم به او ايمان نياورده و در نتيجه مورد نفرين قرار گرفتند، در تاريخ بسيار است و ما در اين جا براي روشن شدن هرچه بهتر مطلب تنها به چند مورد اشاره ميكنيم.
«حضرت نوح»
حضرت نوح يكي از پيامبران الهي است كه در حدود 122 آيه از قران درباره آن حضرت نازل شده است. خداوند حضرت نوح را برگزيد تا مردم را هدايت به توحيد نمايد و آن قوم بتپرست بودند و بتهاي بسيار داشتند.
حضرت نوح 950 سال قوم خود را دعوت كرد و نسل به نسل آنها را از خردسالي تا سالخوردگي دعوت به خداي يگانه نمود و هيچ اثري در آن قوم نكرد، از خداوند درخواست نمود كه آنها را به عذاب دردناك خود چنان مبتلا سازد كه احدي از آنها باقي نمانند.
جبرئيل نازل شد و گفت: اي نوح پرودگار عالم دعاي تو را اجابت فرمود. نوح دستور يافت تا كشتياي ساخته و آماده شود. پس از اتمام ساخت كشتي به نوح خطاب شد كه چون فرمان ما صادر شود و علامت عذاب آشكار شد، بيدرنگ به كشتي درآي و خانوادة خود را و آنان كه به تو ايمان آوردهاند (كه گروهي اندك در حدود 80 نفر بودند) به كشتي ببر و از هر جانوري جفتي همراه بردار تا فرمان الهي جريان يابد.
نوح با اطرافيانش در روز اول ماه رجب بر كشتي نشستند و سيلاب باران از آسمان سرازير شد و چشمهسارهاي زمين بشدت جوشيد و سيل تمام تپهها و كوهها را فرا گرفت و تمام بتپرستان را در كام خود گرفت.[1]
«حضرت صالح»
حضرت صالح از پيامبراني است كه خداوند او را برانگيخت تا مردم را به صلاح و وحدت و يگانگي دعوت كند حضرت صالح فرزند جابر بن ارم بن سام بن نوح ـ عليه السلام ـ ميباشد و در قرآن 60 آيه در رابطه با شرح حال وي و قومش ذكر شده است.
قوم ثمود كه صالح براي هدايت آنان برانگيخته شد، مردمي بتپرست بودند و چندين بتكده داشتند و حضرت صالح حدود 120 سال به هدايت و دعوت آنان پرداخت و قوم ثمود در مقابل او را تكذيب نمودند. قوم ثمود در خواست معجزهاي كردند و آن هم شتري شيرده و بچه دار كه دهماهه و آبستن باشد.
در ميان همان سنگي كه آنها تعظيم ميكردند و قربانيها را در مقابلش مينمودند. باذن خدا و به درخواست حضرت صالح سنگ شكافته شد و صداي مهيبي شنيده شد و سر يك شتر سرخ موي بيرون آمد چون قوم ثمود انتظار نداشتند به اين زودي معجزه ظاهر شود از صالح درخواست كردند كه فرزندش را از خدا بخواهد كه در همان لحظه بچه شتري از آن ناقه جدا شد و بدور مادرش گردش كرد.
و با اين كه آن قوم معجزه را به چشم خود ديدند، ولي دستور الهي را در حقّ آن ناقه عملي نكرده و آن را پي نمودند، در اين موقع حضرت صالح به آنها خبر داد كه عذاب بر شما نازل ميشود و علامتش اين است كه فردا رنگهاي شما زرد ميشود، روز بعد سرخ شده و روز سوم سياه خواهد شد. سه روز گذشت و عصر روز سوّم صداي مهيبي بلند شد كه دلهاي آنها را از جاي تكان داد و باد تندي سخت وزيدن گرفت كه هريك از افراد ثمود را بلند ميكرد و بر زمين ميكوبيد و هلاك ميساخت.
تمام خانهها و قصرها را با خاك يكسان كرد و اين خود درس بزرگ و عبرتي عظيم است كه هركس در مقابل توحيد و يكتائي خدا بايستد و نافرماني او را بكند و بر فرستادگان درگاهش ظلم كند، دچار هلاكت و نابودي سخت مي گردد.[2]
«حضرت لوط»
در حدود 80 آيه در 14 سوره قرآن نام لوط و قومش ذكر شده است.
حضرت لوط قوم خود را به توحيد و دوري از بت پرستي و اجتناب از اعمال خلاف عفت دعوت نمود و اين دعوت 30 سال طول كشيد، ولي آنها از اعمال زشت خويش دست برنداشتند و اين دعوتها هيچ اثري در آنها نكرد و چون عذاب الهي نزديك شد چهار فرشته بر حضرت لوط فرود آمده و وعده عذاب الهي را به وي دادند و به فاصله كوتاهي بر آنها از سنگريزه آنقدر باريد كه عمارات آنها دگرگون شد و بلنديهاي آن به پستي برگشت و همه نابود شدند.[3]
اينها نمونههايي از اقوام مختلف بودند كه در مقابل دعوت حق، فرستادگان خدا را عصيان نموده دچار هلاكت و نابودي گشتند و در قرآن به برخي از اين وقايع براي عبرتگيري مردم اشاره شده است.
-------------------------------------------
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
دین مقدس اسلام مسئله ایتام را به عنوان یک مسئله اساسی و مهم مطرح کرده و مسلمانان را به سرنوشت آنان از جمیع جهات (اقتصادی، عاطفی، آموزشی و تربیتی) مسئول دانسته است. در این مجال به بررسی آیات قرآن در زمینه یتیمنوازی پرداخته میشود.
یکی از محاسن اخلاقی، سرپرستی ایتام و تفقد و محبت نسبت به آنان است. در زندگی انسانها خلأها و کمبودهایی وجود دارد که جز از طریق محبت و دوستی نمیتوان آن را جبران نمود و در این میان کودکان یتیم بیشترین نیاز را احساس میکنند.
آنها در اثر از دست دادن پدر و یا مادر از سرچشمه محبت دور افتاده و بیش از هر چیز به نوازش و محبت محتاجند و برای این احساس عاطفی و روحی، خواه ناخواه در انتظار پاسخ هستند که این نیاز در ایامی مثل عید نوروز بیشتر است. در چنین محیطی برای رفع این کمبودها باید پیشبینیهای لازم را معمول داشت.
دین مقدس اسلام مسئله ایتام را به عنوان یک مسئله اساسی و مهم مطرح کرده و مسلمانان را به سرنوشت آنان از جمیع جهات (اقتصادی، عاطفی، آموزشی و تربیتی) مسئول دانسته است. در این مجال به بررسی آیات قرآن در زمینه یتیمنوازی پرداخته میشود.
اهمیت یتیم نوازی
مسئله یتیم نوازی به قدری حائز اهمیت است که نه تنها در اسلام بلکه در سایر ادیان پیشین نیز به آن سفارش شده یکی از پیمانهایی است که خداوند در اعصار گذشته از بنی اسرائیل گرفته است.
قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُون »؛ «و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محكم گرفتیم كه: جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان كنید، و با مردم [به زبانِ ] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زكات را بدهید آنگاه، جز اندكى از شما، [همگى ] به حالت اعراض روى برتافتید» (بقره/83)
احسان، جامع ترین و وسیع ترین واژه در باب نیكى است. به یتیم شامل تأدیب، حفظ حقوق، محبّت و تعلیم او مى شود.
اصول همه ى ادیان یكى است و همه این میثاق ها، در اسلام نیز هست.
جفا در حق یتیم نشانه تکذیب دین و قیامت است. «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ»؛ «ولى نه، بلكه یتیم را نمى نوازید» و «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَر»؛ «و امّا [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار»
خداوند از طریق عقل، فطرت و وحى، از مردم پیمان مى گیرد. توحید، سرلوحه مكتب انبیاست. و بعد از آن كارهاى نیك قرار گرفته است. در این زمینه نیز سفارش شده است که ابتدا خویشان نیازمند، سپس دیگران باید مورد تفقد قرار گیرند که البتّه در بین خویشاوندان نیز اولویّت ها محفوظ است. احسان باید همراه با ادب و بدون منّت باشد.
در كنار احسان، جمله «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» آمده است زیرا اگرچه به همه مردم نمى توان احسان كرد، ولى با همه مى توان خوب سخن گفت. برخورد خوب و گفتار نیكو، نه تنها با مسلمانان، بلكه با همه مردم لازم است.
خداوند هستیبخش در آیه 177 سوره بقره رسیدگی به وضع مالی یتیمان را نیز مورد سفارش قرار گرفته است: « ... وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ ... »؛ « ... و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد كردن ] بندگان بدهد ... »
نتایج بررسی آیات
آنچه میتوان در قرآن کریم در مورد ایتام استفاده کرد آن است که:
1ـ پذیرایی از یتیم یک ارزش و معیار برای انسان تکاملیافته و نیکوکار است. «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»؛ «و به [پاس ] دوستىِ [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراك مى دادند». (دهر/8) و «یَتیماً ذا مَقْرَبَةٍ»؛ «به یتیمى خویشاوند» (بلد/15)
2ـ نیکی و رسیدگی به امور مادی و معنوی یتیمان به دنبال احسان به والدین و نزدیکان قرار داده شده است. (بقره/83)
3ـ احسان و نیکی به ایتام به عنوان یکی از زمینههای سازندگی اخلاق و مبارزه با بخل و غرور و مفاسد اخلاقی دانسته شده است. «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»؛ «و هر گاه، خویشاوندان یتیمان و مستمندان در تقسیم [ارث ] حاضر شدند، [چیزى ] از آن را به ایشان ارزانى دارید و با آنان سخنى پسندیده گویید». (نساء/8)
خداوند هستیبخش در آیه 177 سوره بقره رسیدگی به وضع مالی یتیمان را نیز مورد سفارش قرار گرفته است: « ... وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ ... »؛ « ... و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد كردن ] بندگان بدهد ... »
4ـ برای ایتام نیازمند در بیت المال و اموال مردم حق و سهمیه مقرر گریده است. «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ»؛ «و بدانید كه هر چیزى را به غنیمت گرفتید، یك پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حقّ از باطل ]- روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كردیم، ایمان آورده اید. و خدا بر هر چیزى تواناست». (انفال/41)
5ـ جفا در حق یتیم نشانه تکذیب دین و قیامت است. «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ»؛ «ولى نه، بلكه یتیم را نمى نوازید» (فجر/17) و «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَر»؛ «و امّا [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار»(ضحی/9)
با در نظر گرفتن این تأکیدات امید است فرصت عید را مغتنم دانسته و به حال ایتام رسیدگی نماییم تا علاوه بر شاد نمودن دل انسانی، به پیروی از دستورات دینمان نیز اقدام کرده و در تحویل قلوب پیش رفته باشیم.
منبع:tebyan.
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
انسانها در مورد معبودی كه عبادت كردهاند، مورد سوال قرار میگیرند. از آنان سوال میشود كه پیامبران را اجابت كردهاند یا خیر. انسانها درباره اعمالی كه انجام دادهاند و از نعمتهایی كه در دنیا از آنها بهره بردهاند و از عهد و پیمانها و از گوش، چشم و دلهایشان سوال خواهد شد.
به گزارش شفقنا، زهرا اجلال در یادداشتی که در روزنامه آرمان منتشر کرده آورده است: در این بحث از موارد ذكر شده صحبت خواهد شد. 1- مهمترین سوالی كه روز قیامت از انسانها بعمل میآید راجع به كفر و شرك است.
از آنها درباره معبودهایشان سوال میشود. خداوند میفرماید: آیه: «وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَكُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ». الشعراء: 92 - 93 (و بدیشان گفته میشود: كجا هستند معبودهائی كه پیوسته آنها را عبادت میكردید؟ (معبودهای) غیر از خدا. آیا آنها (در برابر این شدائد و سختیهایی كه اكنون با آن روبهرو هستید و هستند) شما را كمك میكنند یا خویشتن را یاری میدهند؟ ).
«وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَكَائِیَ الَّذِینَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ» (القصص: 62)(روزی (را خاطر نشان ساز كه) خدا ایشان را فریاد میدارد و میگوید: انبازهایی كه برای من گمان میبردید كجایند؟! (ای مشركان! حالا كه حجابها و پردهها كنار رفتهاند و هنگامه حساب و كتاب و گرفتاری و درماندگی است، بگویید بتها و خداگونههای انس و جنّی كه میپنداشتید و میپرستیدید بیایند و شما را از عقاب و عذاب آفریدگار برهانند.)انسانها درباره اینكه غیر از خدا چه کسی را عبادت میكردند و اینکه جانوران و انواع هدایا را به معبودهای باطل تقدیم میكردند مورد سوال قرار خواهند گرفت آیه: « وَیَجْعَلُونَ لِمَا لاَ یَعْلَمُونَ نَصِیبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ» (النحل: 56)(كافران) برای بتهایی كه چیزی نمیدانند (زیرا كه جمادند)، بهرهای
(از حیوانات و ارزاق خود) كه ما بدیشان دادهایم قرار میدهند (و بدین وسیله بدانها تقرّب میجویند). به خدا سوگند! (در دادگاه قیامت) از این دروغ و بهتانها بازپرسی خواهید شد (و سزای كردارتان داده میشود.)و راجع به تكذیب پیامبران مورد سوال قرار میگیرند: آیه:« وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِین فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ الْأَنبَاءُ یَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا یَتَسَاءَلُونَ»(القصص: 65 – 66)(خاطرنشان ساز) روزی را كه خداوند مشركان را فریاد میدارد و میگوید: به پیغمبران چه پاسخی دادید؟ در این هنگام (بر اثر حیرت و دهشت) همه خبرها از یادشان میرود (و جملگی دچار فراموشی میشوند و سخنی برای گفتن نخواهند داشت و حتّی از هول و هراس نمیتوانند چیزی از یكدیگر هم بپرسند 2- چه عملی را انجام دادهاند؟ انسان در مورد اعمالی كه در دنیا انجام داده است مورد بازخواست قرار میگیرد.
«فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ عَمَّا كَانُوا یَعْمَلُونَ»: (الحجر: 92 - 93)(به پروردگارت سوگند! كه حتماً (در روز رستاخیز از آنچه در دنیا مردمان انجام میدهند) از جملگی ایشان پرسوجو خواهیم كرد. (سوال و بازخواست میكنیم) از كارهایی كه (در جهان) میکردهاند).«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ» (الأعراف: 6)(در روز قیامت) به طور قطع از كسانی كه پیغمبران به سوی آنان روانه شدهاند میپرسیم (كه آیا پیام آسمانی به شما رسانده شده است یا خیر و چگونه بدان پاسخ دادهاید؟) و حتماً از پیغمبران هم میپرسیم (كه آیا پیام آسمانی را رساندهاید و از مردمان در قبال فرمان یزدان چه شنیده و چه دیدهاید؟) 3ـ نعمتهایی كه مورد استفاده بودهاند :خداوند روز قیامت از نعمتهایی كه در دنیا به انسان داده است، سوال میكند. میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»(التكاثر: 8)(سپس در آن روز از ناز و نعمت بازخواست خواهید شد)مقصود از نعمت موارد زیر میباشد: شكم سیر، آب خنك، سایه خانه و مسكن، تعدیل در ساختار جسم و روح و لذت خواب. انواع نعمتهایی كه شمرده شدند، از باب تنوع در تفسیر نعمت بود و گرنه نعمتهای خداوند بسیار زیادند و قابل شمارش نیستند: « وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا » (إبراهیم: 34 )(و اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید نمیتوانید آنها را شمارش كنید)بعضی نعمتها ضروری و برخی دیگر از مكملات هستند و مردم نیز در ارتباط با نعمت یكسان نیستند. مردم یك دوران از نعمتهایی بهره میجویند كه در دوره بعدی یا قبلی وجود نداشته و ندارند.
در شهری نعمتهایی یافت میشوند كه در شهر دیگر یافت نمیشوند. انسانها دربرابر تمام این نعمتها مسئول خواهند بود.بعضی از مردم نعمتهای بزرگ و با ارزش الهی را كه به آنان عنایت شدهاند، درك نمیكنند و قدر نعمت یك جرعه آب، یك لقمه طعام، مسكن، همسر و فرزندان را نمیدانند و نعمت را تنها در ساختمانهای مجلل، باغها و سواریهای آخرین مدل منحصر میدانند.سوال از نعمت، در واقع سوال از انجام شكر و سپاس در برابر نعمتهایی است كه خداوند به انسان عنایت كرده است. هرگاه انسان شكر كند، در واقع حق نعمت را بجا آورده است. اما اگر منكر شود و از نعمت قدردانی نكند، خداوند بروی خشم خواهد كرد. 4ـ عهد و پیمان: خداوند انسانها را در برابر عهدوپیمانی كه با او بستهاند مورد بازخواست قرار میدهد.آیه:«وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْوُولًا» (الأحزاب: 15)(آنان قبلاً با خدا عهد و پیمان بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند و نگریزند
(و در دفاع از اسلام و مسلمین بایستند). عهد و پیمان خدا پرسش دارد (و از وفای بدان بازخواست میشود)وهرگونه عهد و پیمان جایز و مشروعی كه میان انسانها بسته شود، خداوند درباره ایفاء و عدم ایفاء آن سوال خواهد كرد. میفرماید: « وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْوُولاً» (الإسراء: 34) (و به عهد و پیمان (خود كه با خدا یا مردم بستهاید) وفا كنید، چرا كه از (شما روز رستاخیز درباره) عهد و پیمان پرسیده میشود). 5- گوش،چشم و دل: خداوند انسانها را در برابر تمام گفتههایشان مورد سوال قرار میدهد. اینجا است كه انسانها را از گفتن سخنان بدون علم و مدرك برحذر داشته است: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُوَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْوُولاً». الإسراء: 36 .(از چیزی دنبالهروی مكن كه از آن ناآگاهی. بیگمان (انسان در برابر كارهایی كه) چشم و گوش و دل همه (و سایر اعضای دیگر انجام میدهند) مورد پرس و جوی از آن قرار میگیرد). قتاده میگوید: راجع به آنچه که دیدهای یا ندیدهای، شنیدهای یا نشنیدهای، میدانی یا نمیدانی، چیزی نگو، زیرا خداوند راجع به همه اینها از تو سوال خواهد كرد. ابن كثیر میگوید: خلاصه آنچه كه در آیه بیان گردید، این است كه خداوند متعال از گفتن سخن بدون علم ومدرك نهی كرده است حتی سخن مظنون و مشكوك را نیز جایز نشمرده است میفرماید: « اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » (الحجرات: 12).
منبع:shafaqna.com
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (البقرة/186) و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى خواند پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.
برخى افراد از رسول خدا صلى الله علیه وآله مى پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیک است که او را آهسته بخوانیم و یا اینکه دور است که با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.دعا کننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد که در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بهکار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیک هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى کنم، پس به خودم ایمان بیاورند ودعوت خودم را اجابت کنند. این ارتباط محبّت آمیز در صورتى است که انسان بخواهد با خداوند مناجات کند.دعا کردن، همراه وهمرنگ شدن با کلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند؛ «کلّ له قانتون»( بقره، 116.) و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند؛ «یَسئله مَن فى السموات والارض»( الرحمن، 29.) پس ما نیز از او درخواست کنیم تا وصله ناهمگون هستى نباشیم.
قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:
1- دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فادعوا اللّه مخلصین له الدین»( غافر، 14.)
2- با ترس و امید همراه باشد. «وادعوه خوفاً وطمعاً»( اعراف، 56)
3- با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یدعوننا رغباً و رهباً»( انبیاء، 90)
4- با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادعوا ربکم تضرعاً و خفیة»(اعراف، 55)
5– با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «اذ نادى ربّه نداء خفیاً»( مریم، 3)در اصول کافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش وآداب دعا، توجّه واصرار وذکر حاجت ها هنگام دعا ودعاى دسته جمعى وایمان به استجابت آن آمده است.( کافى، ج 2، کتاب الدعا)چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى شود؟عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرک یا جهل ماست.
در تفسیر المیزان مى خوانیم که خداوند در این آیه مى فرماید: «اجیب دعوة الداع اذا دعان» خودم اجابت مى کنم دعا کننده اى را که فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر کند. پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است که ما از خداوند خیر نخواسته ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نکرده ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است. و یا اینکه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد که به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى شود و یا در آخرت جبران مى گردد.در اصول کافى مى خوانیم: کسى که غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف ونهى از منکر نکند ویا از سر غفلت وبى اعتنایى دعا کند، دعایش مستجاب نمى گردد.
معناى دعا، ترک کسب و کار نیست، بلکه توکّل به خداوند همراه با تلاش است. لذا در حدیث مى خوانیم: دعاى بیکار مستجاب نمى شود.شاید قرار گرفتن آیه دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است که ماه خدا با دعا دارد.با اینکه کارهاى خداوند قانونمند و براساس عوامل و سنّت هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟همانگونه که انسان در سفر، حکم نماز و روزه اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا کننده با انسان غافل از خدا متفاوت است و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتوگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى کند. همانگونه که توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى کند. چنانکه اگر کودکى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود که تنها برود. بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم زدن سنّت هاى قطعى الهى.
آداب دعا از زبان آیت الله نخودکی
کسی که دست به دعا برمی دارد باید که به خداوند و حصول حاجت خود از سوی پروردگار عالم حسنظن داشته باشد و با تمام وجود و از عمق قلب خویش دعا کند. عارف گرانقدر، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی درباره شرایط دعا کردن میگوید: «بدان ای عزیز که دعا را نیز چون امور دیگر آدابی است که با رعایت آن به استجابت نزدیکتر میشود. طهارت بدن از حدث و خبث و استعمال بوی خوش و تشرف به مساجد و بقاع متبرکه دعا را به استجابت میرساند. نیز دادن صدقه به محتاجان و توجه به خانه خدا از آداب دیگر دعاست. کسی که دست به دعا برمی دارد باید که به خداوند و حصول حاجت خود از سوی پروردگار عالم حسن ظن داشته باشد و با تمام وجود و از عمق قلب خویش دعا کند.به وسیله روزه اندرون از حرام خالی دارد و توبه از گناهان را تجدید کند و در دعا اصرار ورزد و حاجت خویش به زبان بازگوید و با خشوع و گریه نیاز به درگاه بی نیاز برد و حاجت برادران اهل ایمان را مقدم دارد و دعای خود را با اسمای اعظم الهی همراه کند و از مدح و ثنای پروردگار خود فرونگذارد و در آغاز و انجام دعای خود بر محمد(صلی الله علیه وآله) و دودمانش صلوات و درود فرستد.
منبع:shafaqna.com
برچسب:
نویسنده: علیرضا سلمان پور